مقایسه داوری با سایر روش های مسالمت آمیز حل و فصل اختلافات

سازش (conciliaion) نهادی است که فاصله چندانی از داوری ندارد ولی با آن تفاوت های اساسی دارد. سازش عبارت است از کوشش و تلاش شخص ثالث که توسط طرفین اختلاف انتخاب شده است تا میان آنها آشتی و سازش برقرار نماید پیش از اینکه آنها به اقامه دعوا در دادگاه یا نزد داور متوسل شوند یا حتّی پس از آن. کوشش برای سازش عموماً مبتنی بر نشان دادن جنبه های متفاوت و دیگری از اختلاف به طرفین است تا آن هارا به یکدیگر نزدیک نماید و به یک راه حل نائل شوند که عموماً جایی میان نظرگاه های طرفین خواهد بود.

هدف اصلی از تلاش ها در جهت سازش بر این امر استوار است که طرفین موضع عاقلانه تری اتخاذ نمایند. در حقیقت سازش سازش دهنده مظر طرفین اختلاف را به معایب و هزینه های اقامه دعوا جلب می کند تا بدین ترتیب به طرفین کمک شود تا دلیلی را که باید سازش نمایند آشکارتر مشاهده نمایند. در نتیجه تلاش سازش دهنده طرفین معمولاً به انعقاد توافقننامه ای مبادرت می کنند. سازش دهنده فرآیند سازش را آنگونه که مناسب تشخیص دهد پیش می بردو باید سعی نماید بر اساس اصول بی طرفی انصاف و عدالت عمل نماید. سازش گاه با میانجی گری (mediation) یکسان انگاشته می شود ولی برخی آن را یکسان نمی پندارند. بر اساس نظر برخی از محققین و صاحب نظران حقوقی در سازش، سازش دهنده سعی می نماید طرفین را به سوی یک توافق رهنمون شود و این وظیفه آنها است که توافق نمایند و سازش دهنده صرفاً نقش واسطه ای دارد. امّا میانجی گری قدمی به پیش محسوب می شود. میانجی نه تنها در پی سازش است بلکه خود نیز توصیه ها و پیشنهاداتی برای نیل به آن صورت می دهد. در واقع سازش دهنده با تحلیل موضوع مورد اختلاف و ازریابی استدلالات و ادله طرفین سعی در ایضاح موضع اختلاف کرده و مزایا و معایب و احتمال پذیرش یا رد آن ادله و استدلالات را در محکمه بیان می دارد به این امید که به طرفین کمک نماید تا در نهایت اختلاف را خاتمه دهند. بنابراین هدف سازش دهنده این است که خود طرفین تشخیص دهند که منافع حاصل از سازش در مقاسه با رجوع به محکمه زیاد است. امّا میانجی گری هدفی عینی تر را در سر دارد و به طرفین توصیه می شود تا از بخشی از ادعاهای خود دست بردارند تا به حل اختلاف از طریق گذشت از قسمتی از ادعا برای رسیدن به بخشی دیگر نائل شوند. به نظر برخی از محققین این تمایز از لحاظ تئوریک شاید دقیق باشد امّا در عمل مصنوعی است و نمی توان تمایز دقیق میان آنها ترسیم کرد.

سایر روش های ADR) Alternative Dispute Resolution)

  • Technical Expertise: در این روش طرفین نظر کارشناسی را حوزه تخصصی خود جویا می شوند که البتّه الزام آور نیست.
  • Mini Trial: تلفیقی از داوری و میانجی گری است که در آن اغلب میانجی در صورت عدم موفقیت، نقش داور را به عهده خواهد گرفت.
  • (Advisors (Dispute Review Board: در این روش، فردی که اغل یک قاضی بازنشسته است، پرونده و موضوع اختلاف را مطالعه و بررسی کرده و نسبت به آن نظر خود را اعلام می کند که می تواند به طرفین این علامت را بدهد که در صورت رجوع به دادگاه با چه تصمیمی روبرو خواهند شد.
  • Partnering: به مدیران و کارکنان طرفین آموزش داده خواهد شد که یکدیگر را نه به چشم رقیب بلکه همکار ببینند و لذا از وقوع اختلافات بعدی جلوگیری می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *